تبليغاتX
ازدواج سخت تر است یا مردن؟

ازدواج سخت تر است یا مردن؟

بررسی موضوع های اجتماعی

 

 

چرا مردها به عشق اهميت كمتري مي‌دهند؟

«
مي‌دونم دوستم داره» اما هميشه اين احساس را دارم كه رابطه ما، براي من مهمتره تا براي او. هر وقت كه از سركار به خانه بر مي‌گردم براي ديدنش لحظه‌شماري مي‌كنم اما وقتي اون به خونه مي‌رسه به نظر نمي‌ياد كه اونقدرها هم هيجان‌زده باشه، نمي‌تونم بفهمم چرا؟
«
هميشه كارهاي خاصي براي نامزدم انجام مي‌دم. به مناسبت‌هاي ويژه براش كارت پستال مي‌فرستم، براي بعضي مناسبت‌هاي به خصوص از قبل برنامه‌ريزي مي‌كنم و... اگه اون هم به همين اندازه كه من دوستش دارم، دوستم داره چرا اين كارها را اون براي من انجام نمي‌ده!» بسياري از زنان با اين جملات ارتباط برقرار مي‌كنند چرا كه خيلي از زن‌ها با مردهايي زندگي مي‌‌كنند كه اهميت كمتري به رابطه و ازدواجشان مي‌دهند. اين واقعيت ندارد كه مردها اهميت كمتري براي عشق و روابط قائل هستند، بلكه حقيقت اين است، رازهايي در اين باره وجود دارد كه ما زن‌ها مي‌بايست آنها را درك كنيم. مردها هويت خود را بيشتر از ناحيه شغل و موفقيت‌هايشان تعريف مي‌كنند در حالي كه زن‌ها هويتشان را صرفا براساس روابط خود بيان مي‌كنند.

موفقيت، مهم‌ترين مسئله براي مردان
براي مردها موفقيت از هر مورد ديگري مهمتر است چرا كه بقاي جسماني و فيزيكي خانواده را تضمين مي‌كند. زن‌ها نيز بقاي خود را در گرو حفظ روابط احساسي و نيز بچه‌هاي خود مي‌بينند، بنابراين چنانچه شما نيز به مانند همسرتان تمام وقت كار مي‌كنيد ممكن است چشم‌انداز شما از تعادل بين شغل و عشق، خيلي با ذهنيت همسرتان از تعادل ميان اين دو، منطبق نباشد.
در تحقيقاتي كه در سال 1978 توسط «ويجن دردوبيلي» انجام شد اين‌گونه نشان مي‌دهد كه 75 درصد مرداني كه با آنها مصاحبه شده بود، گفته بودند، مهمترين مورد در زندگيشان، شغلشان است. در حالي كه 75 درصد از دختران و زنان گفته بودند، مهمترين جنبه از زندگيشان، خانواده آنهاست.
زن‌ها اين تفاوت در اولويت‌هاي مردانه و زنانه را به مثابه مدرك و سندي دال بر اين كه مردها ما را زياد دوست ندارند، مي‌گيريم. اين موضوع واقعيت ندارد حقيقتي كه در اين رابطه وجود دارد اين است كه: چنانچه مردي نسبت به شغل و توانايي‌هاي حرفه‌اي خود احساس خوبي نداشته باشد به سختي مي‌‌تواند توجه خود را به روابط عشقي و احساسي‌اش معطوف كند.
چنانچه مرد زندگيتان در رابطه با شغلش مايوس و سرخورده است يا نگران پروژه‌اي باشد يا زيرفشار اقتصادي و يا احساس كند در يكي از مراحل موفقيتش درمانده و فضايي براي رشد در اختيار ندارد از لحاظ احساسي و عاطفي، تمام و كمال در دسترس شما نخواهد بود. بخش عمده‌اي از توجه و انرژي‌ ذهني او مدام در گرو نگراني‌ها و درگيري‌هاي شغلي‌اش خواهد بود و ممكن است آگاه و يا ناخودآگاه اين روش را ادامه بدهد.
براي او مشكل خواهد بود، كاملا احساس آرامش و راحتي كند، بي‌آنكه در زندگي‌اش احساس موفقيت داشته باشد. موضوع اين نيست كه دوستتان ندارد و يا به شما عشق نمي‌ورزد و يا اين‌كه به شما احتياج ندارد حتي موضوع اين نيست كه شغلش را بيش از شما دوست دارد. مطلب تنها اين است كه شغلش تاثير درگيرانه‌تري بر احساس رشد شخصي و اعتماد به نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما.
درك اين موضوع و پذيرش آن براي زن‌ها اندكي مشكل است. ارزشيابي ما با ارزشيابي‌هاي مردها متفاوت هستند. براي زن‌ها صرفنظر از اين كه تا چه حد در شغل خود موفق هستيم مادامي كه زندگي احساسي ارضاكننده‌اي نداشته باشيم، احساس خوبي نسبت به خودمان نخواهيم داشت. براي يك زن صميميت با يك مرد، آرامش و راحتي است. اين احساس آرامش در پايان روز مانند آن است كه هديه‌اي دريافت كرده‌ايم و به هيچ‌وجه به معناي مزاحمت و يا تداخل نخواهد بود. به همين خاطر است كه ما از مردها توقع داريم تا نگراني‌ها و ناراحتي‌هاي شغلي‌شان را به مجرد آنكه ما را مي‌بينند دور بيندازند. اين صرفا براي ما زن‌ها مطلوب است و لزوما به اين معنا نيست كه براي مردها نيز خوشايند باشد. متاسفانه اين عادت مردان كه هويتشان را با شغل و موفقيت‌هايشان تعريف مي‌كنند و اعتماد به نفس و خودباوريشان را صرفا به دستيابي هدف‌هايشان معطوف مي‌كنند، باعث شده است كه تا همين اواخر به آمار بيماري‌هايي نظير فشار خون بالا، حملات قلبي و اعتياد به موادمخدر تمامي اينها نشانگر اضطراب و نگراني فكري بيشتر مردان است و همين طور عدم قابليت و توانايي مردها در راحتي و استراحت كردن است.

روزهاي ويژه را فراموش نكنيد

چند روز عزيز در زندگي زنان وجود دارد كه هرگز نبايد آنها را فراموش كنيد و در آن روزهاي ويژه مطمئن شويد چيزي كه كمي گرانبهاتر است به او مي‌دهيد. هر مردي كه هر يك از روزهاي ويژه را فراموش كند احساسات و عواطف زن خود را از بين مي‌برد. روزهاي ويژه از اين قرار است:
روز تولد او
هميشه براي او چيزي را كه خودش دوست دارد بخريد يا چيزي را كه خواسته است. مردي هميشه در روز تولد همسرش يك كارت تشكرآميز براي پدرو مادر او مي‌فرستاد او هميشه در آن كارت مي‌نوشت كه بابت داشتن همسرش چقدر از آنان سپاسگزار است. حال او مردي متفكر است، در ضمن، پدر و مادر همسرش بر اين باورند كه او بزرگ‌ترين شوهر روي زمين است و امكان ندارد كار نادرستي بكند.
روز سالگرد ازدواج
فرستادن كارت، ضروري است. به همراه آن نامه‌اي بنويسيد و به او بگوييد براي شما چه معنا و اهميتي دارد و بدين ترتيب عشق خود را ثابت كنيد. در اين روز، مناسب است كه وسايل راحتي او را فراهم آوريد و حتي نگهداري از بچه‌ها را هم بر عهده بگيريد.
عيد نوروز
اين زماني است كه همه فروشگاه‌ها پر از هديه‌هاي گوناگون و فروشنده‌ها مي‌توانند در انتخاب هديه به شما كمك كنند. اين بهانه كه نمي‌دانيد چه بخريد، اصل پذيرفتني نيست.
روز مادر
در اين روز دو هديه بايد تهيه كنيد: اولي براي مادر خودتان است. اگر اين كار را به همسرتان محول كرده‌ايد لطفا اين وظيفه را پس بگيريد و مسئوليت كامل را خودتان عهده‌دار شويد.
دومين هديه، هديه‌اي است براي همسرتان يعني مادر بچه‌هاي شما. براي زني كه بچه‌دار مي‌شود لذت بزرگي است كه شوهرش به او هديه بدهد. وقتي كه بچه نوپا با هديه خودش به سوي او مي‌رود سپس شما هديه خودتان را مي‌دهيد، كمتر زني پيدا مي‌شود كه اشك در چشمانش حلقه نزند.
چه لذتي از داشتن شوهري قدردان مي‌برد و شوهر هم ثابت مي‌كند كه زنش چه مادر عالي و استثنايي است و يا با دادن هديه‌اي جديد ثابت مي‌كند كه فرزندانش از داشتن مادري مانند او خوشبخت هستند.

 

لطفا نظر بدید

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:31 توسط حامد |


 

صحبت درباره روابط عاشقانه گذشته: صحیح با غلط

 

تردیدی وجود ندارد که خانم ها نسبت به آقایون خیلی بیشتر صحبت می کنند. معمولاً خانم ها همیشه در پی آن هستند که همسرشان در مقابل آنها احساساتش را ابراز کند و هر چه در دل دارد را بر زبان بیاورد. این در حالی است که آقایون ترجیح می دهند خانم دست از سرشان بردارد و آنها را تنها بگذارد. به هر حال زمانی که نوبت به گفتگوی باز میان زوجین می رسد، صحبت کردن در مورد "نامزد قبلی" و یا روابطی که هر یک از طرفین در گذشته تجربه کرده اند، می تواند تاثیرات مهمی بر روی رابطه بگذارد.

 

زمانیکه دو نفر قصد آن را دارند که در کنار هم یک رابطه ی قوی و پویا را ایجاد نمایند، درست نیست که همواره صحبت از یک نفر دیگر در ارتباط آنها به میان کشیده شود؛ اما باز هم باید به این سوال پاسخ داد: "اگر یکی از طرفین مرتباً در مورد رابطه ی قبلی خود صحبت می کند، آیا این بدان معناست که او در حال حاضر از ارتباطی فعلی اش ناراضی است؟" به هر حال بروز احساساتی نظیر حسادت، سوء ظن، و شک و تردید اجتناب ناپذیر است. طرف دیگر همواره به این مسئله فکر می کند که به چه علت شریک او تا این حد از نامزد قبلی خود برای او تعریف می کند. اما ایا اگر کسی در مورد روابط قبلی خود صحبت کند به راستی بدان معناست که از ارتباط فعلی خود ناراضی است؟ به این سوال نمی توان یک جواب "بله" و یا "خیر" قطعی گفت. هر ارتباطی متفاوت است و از این مهمتر همه ی انسان ها نیز با هم فرق می کنند. فقط به این خاطر که شریک شما مرتباً در مورد نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند نمی توانید مطمئن شوید که تمایل دارد مجدداً رابطه ی خود را با فرد مورد نظر از سر بگیرد.

 

در یک چنین شرایطی ممکن است شخص تصور کند که چون شریکش دائماً از رابطه ی قبلی خود تعریف می کند، بنابراین به ارتباط گذشته بیش از ارتباط فعلی علاقمند بوده است. اما لزوماً صحبت از تجربیات گذشته نمی تواند یک چنین مفهومی در بر داشته باشد. پیش از اینکه هر گونه قضاوتی کنید، باید ببینید که ارتباط قبلی او چه مدت زمانی به طول انجامیده. اگر آنها ارتباط طولانی مدتی با هم داشتند، بنابراین باید این انتظار را داشته باشید که هرزگاهی جملاتی در مورد نامزد قبلی شریک خود بشنوید. دلیلش هم این است که به هر حال برای مدت زمانی با هم بوده اند و در حال حاضر او جزئی از زندگی گذشته ی همسرتان را تشکیل می دهد. البته باید به شدت توجه داشته باشید که صحبت کردن در مورد نفر قبلی، صرفاً به آن معنا نیست که شریک زندگیتان احساس خاصی نسبت به فرد مورد نظر دارد. او فقط حقایق و اتفاقاتی را که برایشان افتاده برای شما تعریف می کند.

 

شما همچنین باید به این مطلب توجه کنید که شریکتان در چه زمینه ای در مورد نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند. اگر به طور مکرر شما را با نامزد قبلی اش مقایسه می کرد بنابراین باید نتیجه بگیرید که: "بله، با مشکل بزرگی روبرو هستید." اگر شریک شما عادت به مقایسه کردن داشته باشد و همیشه شما را با نامزد قبلی (و یا هر کسی دیگری) مقایسه کند، پس باید متوجه باشید که مشکل از جانب اوست و این رابطه از سلامت مناسب اجتماعی برخوردار نمی باشد. همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، باید بدانید که همه ی انسان ها متفاوت هستند و شما تحت هیچ شرایطی نباید احساس کنید که شریکتان شما را با کسی مقایسه می کند. این مسئله را نیز باید در نظر بگیرید که اگر گاهی اوقات به برخی از رفتارهای متداول شریک قبلی شان اشاره کردند، درست نیست بیش از اندازه حساسیت به خرج دهید، چراکه قصد آنها فقط بازگو کردن شرایط عادی زندگی شان است.

 

اگر متوجه شدید که نامزد قبلی و شریک فعلی زندگیتان اصرار دارند که به هر طریقی که شده به ارتباط خود با هم ادامه دهند، حتی در حد یک دوست کاملاً عادی، آنوقت باید کمی مراقب باشید. اگر چنین اتفاقی روی داد، نگران شدن شما یک امر کاملاً طبیعی است. اگر نامزد قبلی سعی می کرد که حضور خودش را حفظ کند و نامزدتان نیز مجدداً شروع کرد به صحبت کردن در مورد او، باید احتمال دهید که شاید مجدداً شعله های عشقشان در حال روشن شدن است. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که احساسات واقعی خود را با طرف مقابل در میان بگذارید و به او بگویید که چه مسائلی باعث ایجاد نگرانی در شما شده اند. شاید به شرایطی برخورد کنید که نامزد قبلی و شریک شما بخواهند به رابطه ی دوستانه ی خود ادامه دهند. در این حالت تصمیم گیری با شماست که در این رابطه باقی بمانید و ارتباط آنها را از نزدیک کنترل کنید و  یا او را ترک کنید.

 

لطفاً نظر بدید... پیشاپیش ممنونم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 10:55 توسط حامد |


 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 10:45 توسط حامد |


 

 

 

به هر حال هر يك از ما در زندگي به نوعي گرفتار اين قرار هاي ملاقات هستيم. سوال اينجاست كه چگونه مي توانيم پيروز ميدان باشيم؟ آيا بايد خوبي هايمان را در حد مبالغه بالا ببريم و يا صرفا حقيقت را باز گو كنيم؟ چه چيزهايي برنده و بازنده را مشخص مي كنند؟ در اين قسمت "قانون هايي" را براي پيروزي در دنياي قرار و ملاقات به شما آموزش مي دهيم. هر كدام از آنها را كه تصور مي كنيد براي شما كارساز واقع خواهند شد را انتخاب كنيد:

1- در آنها شك ايجاد كنيد و هيچ گاه به طور قطعي نظر مثبت خود را به زبان نياوريد. مردها عاشق بازي هاي تعقيب و گريز هستند پس اين امتياز را به آنها بدهيد.


2- هر طوري شده ببينيد كه آيا او با خانم هاي ديگر به عنوان يك دوست ساده ارتباط برقرار مي كند يا خير. با اين كار شما متوجه مي شويد كه به زنها به عنوان شيئي براي برقراري رابطه جنسي نگاه مي كنند يا نه.

3- هيچگاه از مشروبات الكلي استفاده نكنيد. يكي از دوستان من در قرار ملاقاتش بسيار عصبي شده بود و بي رويه مشغول نوشيدن بود. هنگام برگشت آقا با ماشين مدل جديد خود او را به خانه مي رساند كه ناگهان حال خانم بد شد، اما او جرات نكرد به آقا بگويد تا ماشينش را نگه دارد و اصلا هم دلش نمي خواست كه ماشين جديد او را كثيف كند به همين دليل مجبور شد داخل كيف دستي اش...! لازم به گفتن نيست كه آنها ديگر هيچ گاه دوباره با هم قرار نگذاشتند.

4- اگر به هر شكلي شما را به ياد پدرتان مي انداختند، بهتر است هر طور شده از دستشان فرار كنيد.

5- اگر معيارهايتان را پايين بياوريد مي توانيد همين فردا ازدواج كنيد. اما ما به شما پيشنهاد مي كنيم كه اين كار را انجام ندهيد. به جاي اينكه وقت خودتان را بر روي ارتباطي كه دوامي ندارد صرف كنيد، بهتر است براي پيدا كردن مرد ايده آل خود منتظر بمانيد.

6- اگر با مردي برخورديد كه مي خواست از شما مراقبت كنيد، خيلي زود از او فرار كنيد! چون آخر كار شما مجبور مي شويد كه از او مراقبت كنيد.

7- انتقاد پذير نباشيد به ويژه در مورد مسائل مربوط به غذا. يك خانم حق دارد هر زمان هر غذايي كه دوست داشت بخورد.

8- ظاهر بين نباشيد. من خانم هايي را مي شناسم كه به اين دليل كه ظاهر آقا خوب نيست ( سرش خيلي بزرگ است) بوي خوبي نمي دهند (به تازگي حمام نكرده) و يا حتي درست نفس نمي كشند ( صداي تنفسشان بلند است) آنها را رد مي كنند و اصلا اجازه آشنايي بيشتر را به آنها نمي دهند.

9- از خودتان بازي در نياوريد. ( دروغ گفتن و كلك زدن) در روز ملاقات به اندازه كافي مشكل وجود دارد و ديگر جايي براي انجام چنين كارهايي باقي نمي ماند.

10- برقراري ارتباط جنسي را فقط به بعد از ازدواج محول كنيد.

11- لازم نيست در همان اولين ملاقات سفره دلتان را باز كنيد و در مورد تمام مسائل صحبت كنيد. به هر حال در قرارهاي ملاقات بعدي نيز بايد چيزي براي گفتن داشته باشيد.

12- خودتان را از مردهايي كه تصور مي كنند شخصيت هاي كارتوني زن داراي جاذبه جنسي مي باشند دور نگه داريد.

13- به جاي اينكه قيافه او را تحليل و بررسي كنيد، ببينيد كه آيا او مرد خوبي است و با شما رفتار خوبي دارد يا خير.

14- در يك زمان با بيش از يك مرد قرار ملاقات نگذاريد، هر چند هر دوي آنها از موضوع با خبر باشند. اين كار خسته كننده و اغتشاش آور است. شايد زماني فرا رسد كه بخواهيد از شر ديگران خلاص شويد و فقط با يكي از آنها ارتباط داشته باشيد.

15- شما در صورتي مي توانيد مرد ايده آل خود را پيدا كنيد كه كه بدانيد به دنبال چه هستيد و سپس در خودتان جسارت جستجو پيرامون اين امر را ايجاد كنيد.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:50 توسط حامد |


 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:14 توسط حامد |


دوستان عزیزم سلام

دوران امتحانا با همه ی سختی ها و مشکلاتش گذشت. دور بعدی پست مطالبم از امروز شروع شد.

امیدوارم مثل همیشه منو با نظراتتون راهنمایی کنید. نظرات شما باعث دلگرمی من برای فعالییت با انرژی بیشتره. (الهی جز جیگر بگیره هر کی بیاد وبلاگم مطالبمو ببینه ولی نظر نده.)

امیدوارم بتونم مطالب مفید و به درد بخوری برای دوستانم داشته باشم.

با تشکر ------ حامد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 11:55 توسط حامد |


 
 
باور های غیر منطقی در مورد انتخاب همسر
 
فرآيند انتخاب همسر براي هر فرد بالغ و مجرد، مرحله اي بسيار مهم و اغلب دشوار محسوب مي‌شود. شايد كمتر انتخاب ديگري ممكن است تا اين اندازه در طول زندگي زوج‌ها مركز توجه و بسيار با اهميت تلقي گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ي دروان معاشقه (نامزدي) افراد جوان اغلب بي ملاحظه مي‌شوند و مشكلات اساسي را در ازدواج ناديده مي‌گيرند و يا اين كه آنها را بررسي نمي‌كنند. علاوه بر اين نگرش‌ها و عقايد خاصي در جامعه‌ي ما رواج يافته است كه موجب نا اميدي و نارضايتي در فرآيند انتخاب همسر مي‌گردند. در اين ميان برخي از عقايد و باورها در فرآيند ازدواج و انتخاب همسر غيرمنطقي و محدود كننده به نظر مي‌رسند.
باورها و يا عقايد غيرمنطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر كه به عنوان باورهاي شخصي تعريف شده‌اند:
الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر براي ازدواج را محدود مي‌كنند.
ب - تلاش براي پيدا كردن فرد مناسب براي ازدواج را دچار افراط و يا تفريط مي‌كنند.
ج - از بررسي انديشمندانه‌ي توانايي‌ها و ضعف‌هاي بين فردي و شناختن فاكتورهاي قبل از ازدواج كه در موفقيت ازدواج مؤثر هستند، جلوگيري مي‌كنند.
د- مشكلات و موانع انتخاب همسر را تداوم مي‌بخشند و گزينه‌هاي بعدي براي حل مشكلات را به حداقل مي‌رسانند.
به عنوان مثال يكي از اين عقايد محدود كننده مي‌تواند اينگونه باشد كه زوج‌ها با اين اعتقاد وارد زندگي شوند كه تنها عشقشان نسبت به يكديگر براي غلبه كردن بر تمام مشكلات كافي است.
نگرش‌ها و طرز تفكر منطقي و غيرمنطقي افراد درباره فرايند انتخاب همسر به هنگام ازدواج يكي از فاكتورهاي بسيار مهمي‌ است كه مي‌تواند ازدواج را با موفقيت يا شكست مواجه نمايند.
آگاه بودن افراد درباره‌ي نگرش‌ها و طرز تفكر و عقيده‌ي خودشان درباره‌ي انتخاب همسر و در پيش گرفتن نگرشي منطقي و واقع‌بينانه مي‌تواند در داشتن ازدواجي موفق آنها نقش بسزايي داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه اي از شناخت‌ها ، باورها، عقايد و واقعيت‌ها (دانسته‌ها) است كه حاوي ارزشيابي‌هاي مثبت و منفي (احساسات) باشد.
 
نُه باور غير منطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر
موضوعي كه به طور وسيع در پيشينه‌ي تجربي كه در زمينه‌ي انتخاب همسر ناديده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثير باورهاي شخصي در فرايند انتخاب همسر مي‌باشد. از بررسي  سوابق موجود در زمينه‌ي نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غير منطقي كه افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بيان كرده است.
 
1 -   اعتقاد به اينكه من فقط مي‌توانم عاشق يك نفر باشم.
 شخصي كه داراي اين عقيده است گمان مي‌كند كه تنها يك نفر در دنيا براي ازدواج با او مناسب است. اين تفكر بسيار شبيه اين عقيده است كه ما جايي در دنيا همزاد و يا نيمه‌ي دومي ‌داريم كه با ازدواج با او همه چيز به تكامل مي‌رسد.
اين افكار غالباً غيرمنطقي هستند، چرا كه بايد به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه اين ديدگاه به سرانجام مي‌رسد روشن نيست. همچنين شايد اين عقيده دعوت به انتظار غير فعالي باشد براي رسيدن به دقيقه اعجاز برانگيزي كه چشم‌انداز يك ازدواج خوب را نويد مي‌دهد.
 
2 - همسر كامل
اعتقاد به تفكر كه «تا زماني كه فردي كامل براي زندگي پيدا نكنم، نبايد ازدواج كنم». كسي كه اين اعتقاد را داشته باشد شايد براي تصميم گرفتن براي ازدواج دچار محدوديت شود چرا كه هيچ فردي كامل نيست و شايد براي پيدا كردن چنين فردي بايد زماني طولاني صرف شود.
 
3 - تكامل خود
كسي كه اينگونه فكر مي‌كند و مي‌گويد:«تا زماني كه نتوانم به خودم به عنوان يك همسر اعتماد كنم، نبايد ازدواج كنم».
اين اعتقاد نيز محدود كننده و غير منطقي است از آن جهت كه هيچ كس كامل نيست و احساس كامل بودن به عنوان يك همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگي براي ازدواج ضروريست، اما شايد اشخاصي را براي تصميم گيري درباره ازدواج دچار اضطراب كند.
 
4 - ارتباط كامل
 صاحب اين عقيده اين چنين مي‌انديشد:«ما بايد قبل از ازدواج ثابت كنيم كه ارتباط مؤثري خواهيم داشت».
توجه به فاكتورهاي پيش بيني كننده‌ي پيش از ازدواج بسيار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌هاي حل مشكل و تشابه و همانندي ارزش‌ها و عقايد. جستجوي چنين ارتباطي و چنين همسري كه اين مهارت‌ها و قابليت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با اين وجود ، از آنجا كه موفقيت در ازدواج را نمي‌توان تضمين كرد، براي كم كردن محدوديت اين تفكر مي‌توان اينگونه انديشيد كه هيچ راهي براي تضمين خوشبختي پيش از ازدواج ميسر نمي‌باشد.
 
5 - تلاش بيشتر
اين اعتقاد با اين تفكر شكل مي‌گيرد كه من با هركسي كه براي ازدواج انتخاب كنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن كه به قدر كافي تلاش كنم.
لارسن (1992) تأكيد مي‌كند كه تلاش دو همسر براي حل مشكلات و مؤثر ساختن يك ازدواج ، دو فرد بالغ و متفكر را مي‌طلبد. از آنجا كه هر كسي آنقدر متمايل به حل مشكلات نخواهد بود. بنابراين كمي‌دقت در انتخاب همسر در ابتداي ضروري به نظر مي‌رسد.
 
6 - عشق كافي است
فرد داراي اين عقيده شايد چنين بگويد:«عاشق كسي شدن براي من دليل كافي براي ازدواج است». جامعه‌ي غربي عشق رمانتيك را به عنوان شرطي لازم براي ازدواج ارزشمند مي‌شمارد.
در واقع، اشخاص كمي‌هستند كه ازدواج را بدون عشق تصور كنند. اگر عشق به عنوان تنها معيار در نظر گرفته شود، ساير توانايي‌هاي اساسي فردي و بين فردي از نظر دور خواهد ماند.
 
7 - همزيستي
اين عقيده چنين است: «اگر من و همسر آينده ام قبل از ازدواج با هم زندگي كنيم، شانس وخوشبختي مان را افزايش خواهيم داد».
مرور سوابق همزيستي و موفقيت‌هاي بعدي در ازدواج نشان داده است كه افرادي كه قبل از ازدواج با هم زندگي مي‌كنند آمادگي بيشتري را براي نارضايتي از زندگي وجدايي دارا مي‌باشند در مقايسه با كساني كه با هم همزيستي نكرده اند.
اين ارتباط معمولاً با خصوصيات كساني كه همزيستي مي‌كنند به نسبت كساني كه همزيستي نمي‌كنند مشكلات بيشتري در رابطه با تعهد دارند و تمايل كمتري براي ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تري نسبت به طلاق دارند.
 
8 - فرد مكمل و تضاد
در اين نگرش شخص اينگونه مي‌انديشد: «من بايد با كسي ازدواج كنم كه خصوصيات شخصيتي او متضاد با خصوصيات من باشد».
 اگر چه تفكر رايج مبني بر آنكه افراد با خصوصيات كاملاً متفاوت مي‌توانند كامل كننده‌ي ضعف‌ها و قوت‌هاي يكديگر باشند، اما فاكتورهاي پيش‌بيني كننده‌ي موفقيت در ازدواج نشان مي‌دهند كه قويترين عامل خوشبختي ، همانندي در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصيات شخصي است.
 
9 - انتخاب بايد آسان باشد
اين عقيده كه انتخاب يك همسر بايد ساده باشد و اين انتخاب حامل يك شانس و يا اتفاق است. بنابراين فرد شايد تصور كند كه براي انتخاب همسر به جاي عمل كردن بايد در انتظار يك اتفاق بماند.
چنين فردي در انتظار شانسي براي ديدار و عشق در اولين نگاه است بدون آنكه از تفكر محتاطانه آمادگي لازم، يا انجام عملي براي نزديك تر شدن به هدف ازدواج كمك گرفته شود.
مواردي كه عنوان شدند فقط تعدادي از نگرش‌ها و باورهاي غير منطقي افراد نسبت به انتخاب همسر مي‌باشند.
نحوه‌ي نگرش افراد نسبت به فرايند انتخاب همسر امري بسيار حياتي است و همچنين با درك شيوع باورهاي غيرمنطقي و محدود كننده درباره انتخاب همسر در ميان افراد مجرد زن و مرد، در صورتي كه اين نگرش‌ها و عقايد نادرست و غير منطقي افراد تغيير يابند و در جهت صحيح هدايت شوند، شاهد افزايش ازدواج‌هاي مؤفق در جامعه خواهيم بود.
و همچنين با توجه به مشكل ساز بودن نگرش‌هاي نادرست، مي‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعليم دهندگان ازدواج را ياري كرد تا به افراد كمك كنند تا براي ازدواج بهتر آماده شوند.
 
 
منبع:
دکتر اسماعيل اسد پور -  مشاوره خانواده
 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:8 توسط حامد |


 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:9 توسط حامد |


 

 

کمکهای اولیه احساسی - رهایی از بحران عاطفی

توصیه های ذیل در سایه ی حمایت و مراقبت های شخصی در زمان مواجهه با بحران های عاطفی به افراد پیشنهاد می شود. خواهشمند است به خاطر داشته باشید که ایجاد هر خلق احساسی و نشان دادن عکس العمل به مثابه آن، سبب بدتر و یا بهتر شدن شرایط شده و همین عواطف و احساسات فردی هستند که تاریخچه ی فردی زندگی شما را رقم خواهند زد.

البته ما نمی خواهیم هیچ گونه احساسی را محکوم کنیم؛ قصد ما فقط آگاهی دادن به شماست.

سعی نکنید جلوی احساسات خود را بگیرید و یا بیش از اندازه بر روی احساس خاصی پافشاری نماید. متوجه باشید که چه نوع احساساتی در درون شما وجود دارند، اجازه دهید بیرون آمده و مانند یک موج از اعماق وجودتان خارج شوند.

دکتر مارشا لینهن، روانشناس، همه ی افراد را به پذیرش ریشه ای احساساتشان تشویق می کند. به این معنا که انسان ها به جای اینکه همواره به قضاوت و محکوم کردن احساساتشان بپردازند، فقط کافی است آن حس را تجربه کرده و اجاره دهند بگذرد.

پافشاری بر روی احساسی خاص و یا صرفاً بی توجهی و رد کردن آن – به ویژه در مورد احساساتی که ماهیت خوبی ندارند مانند حسد، تنفر، و تندی – سبب می شود که این نوع احساسات در شخصیت فرد پایدار باقی مانده و به نوعی ابدی شوند. تنها راهی که می توان از وجود آنها رهایی پیدا کرد، آگاهی از وجودشان می باشد. اگر بخواهیم به خاطر احساسی که نسبت به چیزهای دیگر داریم، از خودمان انتقاد کرده و شروع کنیم به سرزنش فردی، فقط باعث بدتر شدن شرایط می شویم و با این کار فقط لایه ی دیگری از درد و اندوه را بر روی چیزی که برایمان باعث ایجاد مشکل شده، افزون خواهیم کرد.

با احتساب به احساسات شدید و آنی از خود عکس العمل نشان ندهید. باید توجه داشته باشید که حتی بدترین نوع احساسات نیز به خودی خود نمی توانند به شما آسیبی وارد سازند، بلکه این عکس العمل های فردی هستند که سبب لطمه وارد آوردن به شما و اطرافیانتان خواهند شد. اگر شما احساس می کنید که نسبت به خود و یا دیگران عصبانی هستید و افکار ویران کننده به مغزتان هجوم آورده اند، به خودتان اجازه دهید که این احساسات در ذهنتان تجزیه و تحلیل شده و بدون اینکه با توجه به آنها از خود واکنش نشان دهید بگذارید از ذهنتان بیرون بیایند. اگر احساس کردید که نمی توانید خودتان را کنترل کنید و عکس العمل نشان ندهید، حتماً با یک روانپزشک تماس گرفته و با او در مورد تکنیک های مدیریت احساسی صحبت کنید.

 

به احساسات مانند موجی نگاه کنید که ابتدا به اوج خود رسیده و بعد فروکش کرده و از بین می رود. همواره به خودتان یادآوری کنید که وجود و تجربه ی احساسات مختلف هیچ آسیبی به شما وارد نمی کند. حتی شدید ترین احساسات مخربی که در شما ایجاد می شوند، بالاخره ناپدید شده و از میان خواهند رفت.

افکار و احساسات خود را با کسی که به او اعتماد دارید در میان بگذارید.

آرام بنشینید و هر آنچه را که حس می کنید بررسی نمایید. اگر فکر می کنید که نوشتن و یا طراحی در مورد مشکلات می تواند به شما کمک کند، حتماً این کار را انجام دهید. به هر حال به هر طریقی که به ذهنتان می رسد، می توانید احساسات خود را به نمایش بگذارید و خود را تخلیه کنید. پژوهشگران به این نتیجه دست یافته اند که افرادیکه در مورد احساسات ناراحت کننده ی خود 2 تا 3 مرتبه در هفته به مدت 20 دقیقه مطلب می نویسند، نه تنها سلامت روانی خود را بهبود می بخشند بلکه در سلامت جسمانی آنها نیز تحولات مثبتی مشاهده می شود.

در حسی که به شما دست داده به دنبال یافتن معنا و یا هدف باشید. ببینید این حس چرا در وجودتان ایجاد شده. برای خود استانداردهای بالای ارزشی تعیین کنید و به آنها پایبند باشید.

دعا و مدیتیشن را فراموش نکنید. قلب خود را با بصیرت بالا به سوی نیروی هدایت کننده ی بزرگتری بگشایید.

زمانیکه عصبانی و ناراحت هستید، به جای اینکه به افکار و احساسات منفی فکر کنید، بر روی تنفس خود تمرکز کنید. این کار را حداقل برای یک دقیقه ادامه دهید. (اگر بتوانید آن را به مدت 5 دقیقه انجام دهید خیلی بهتر است!)

به مرور سعی کنید نفس های آرام تر و عمیق تری بکشید. اگر دست هایتان را بر روی شکمتان بگذارید بهتر است چرا که به این ترتیب توجه شما کاملاً به آن نقطه بخصوص جلب خواهد شد. زمانیکه پرده ی دیافراگم (ماهیچه ی گنبدی شکلی که قفسه سینه را از حفره ی شکمی جدا می کند) زیاد حرکت داده شود، با نفس کشیدن، شکم با ملایمت بزرگتر می شود.

اگر شما دارای ترس های بیش از اندازه و یا حمله ی استرسی هستید، باید تکنیک های ریلکسیشن و تمرین های مربوط به تنفس عمیق را یاد گرفته و به طور مکرر تمرین کنید. میزان مصرف کافئین و سایر محرک های عصبی را کاهش داده و یا به طور کامل قطع کنید.

بد نیست زمانیکه دچار حملات احساسی نظیر اضطراب و یا عصبانیت می شوید حرکات/ تمرینات بی خطر ورزشی انجام دهید. با این کار مقداری از انرژی که برای پرخاشگری ذخیره شده، تخلیه خواهد شد. به این منظور می توانید راه بروید، بدوید، وزنه بزنید، حرکات موزون انجام دهید و یا حتی خودتان را به باغبانی مشغول کنید.

اگر برای خوابیدن با مشکل مواجه هستید، نگرانی به شما دست می دهد، و کابوس می بیند، سعی کنید شب ها قبل از خواب تلویزون نگاه نکنید. اگر خواندن کتاب های ترسناک و ناراحت کننده نیز شما را آزار می دهد، بهتر است این کار را هم انجام ندهید.

یک دفترچه خاطرات از اتفاقات خوبی که در زندگی برایتان روی داده درست کنید. در مورد آدم هایی که خنده بر روی لبانتان آورده اند، در مورد داستان ها و جک هایی که شادی آور بوده اند و ... شروع به نوشتن کنید. زمانیکه احساس افسردگی و ناراحتی به شما دست داد، دفترچه را ورق بزنید و شروع کنید به خواندن آن. این کار را می توانید به ویزه شب ها قبل از خواب انجام دهید. با انجام این امر تنها فکری که قبل از خواب به ذهن شما می آید، خوشحالی، شادی، لذت، خنده و سپاسگزاری است. مطمئن باشید که صبح روز بعد نیز با همین افکار از خواب بلند خواهید شد.

اساس سلامت احساسی را با حفظ سلامت فیزیکی تضمین کنید. از مواد خوراکی سالم استفاده کنید. انواع و اقسام مواد غذایی مختلف را در رژیم غذایی خود بگنجانید. به اندازه کافی استراحت کنید. شب ها زودتر بخوابید، و اگر احساس می کردید که بازهم میزان خوابتان کافی نیست، بعد از ظهرها یک استراحت کوتاه را در برنامه خود بگنجانید. تحرک داشته باشید. بدنتان را حرکت بدهید، به عنوان مثال می توانید به طور روزانه راه بروید، باغبانی کنید، برقصید، یوگا تمرین کنید، و یا وزنه بزنید. هر کاری که فکر میکنید مناسب حالتان است را انجام دهید.

از مصرف الکل و داروهای روان گردن بپرهیزید. هر دوی این موارد می توانند در روند عادی احساسی افراد اختلال ایجاد نمایند. الکل خود به عنوان اصلی ترین عامل ایجاد پریشانی و کاهش دهنده ی فعالیت های بدنی به شمار می رود که مضرات بیمشاری را به سیستم عصبی بدن وارد می آورد. حتی اگر شما دائماً نوشیدنی های الکلی مصرف نمی کنید، باید بدانید که فرو بردن نوشیدنی الکلی و رسیدن الکل به معده، حس افسردگی ورخوت را تا چند برابر افزایش خواهد داد.

اخطار: شروع و یا قطع مصرف هر گونه داروی روانی را حتما تحت نظر پزشک انجام دهید. مصرف و یا قطع ناگهانی داروهای ضد افسردگی جان افراد را به خطر می اندازد.

برخی از افراد زمانیکه دوز مصرف داروهای خود را کم می کنند، دو مرتبه علائم بیماری را در خود احساس می کنند. بنابراین می توانید یکی از فعالیت های زیر را به عنوان فعل کمکی امتحان کنید:

هر روز کاری را انجام دهید که در شما احساس لیاقت و کفایت ایجاد کند.

روزانه حداقل در یک فعالیت لذت بخش شرکت کنید.

زمانیکه می خواهید حس خورد کننده و پرفشاری را از خود دور نمایید، خود را با اشتغال به فعالیت مورد علاقه تان از آن دور کنید.

کاری را برای کسی که به آن نیاز دارد، انجام دهید. در فعالیت های داوطلبانه شرکت کنید، به دوستی که نیازمند همیاری شماست، کمک کنید، و غیره.

احساسی بر خلاف آنچه حس می کنید، ایجاد نمایید. به تماشای یک فیلم کمدی بنشینید، کتاب خنده دار بخوانید، موسیقی شاد گوش دهید.

تصور کنید در مقابلتان مخزنی وجود دارد که ظرفیت نابود کردن همه ی احساسات بد شما را دارد. یک نفس عمیق بکشید، بازدم خود را درون این مخزن تخلیه نمایید و به همراه آن تمام احساسات بد را نیز خالی کنید.

شما همچنین می توانید تنفس و آزاد کردن آن را به درون گیتی، نور، و یا حتی دست های گشوده ی خداوند و یا راهنمای معنوی خود خالی کنید؛ هر چیزی که احساس می کنید سبب ایجاد آرامش در وجودتان می شود کفایت می کند.

از خودتان بپرسید که این احساسات از کجا آمده اند و آنها را به مکان اولیه خودشان رجعت دهید و اجازه ندهید که در وجود شما سکنی گزینند.

خودتان را از منظر هر 5 حسی که دارید در کمال آرامش قرار دهید:

بینایی:

خودتان را در مقابل منظره ها و یا اشیاء زیبا قرار دهید.

شنوایی:

موسیقی شاد و یا اصوات طبیعی دل انگیز طبیعت.

بویایی:

عطر، عود، رایحه های طبیعی، بوی گل و سایر عطرهای خوش بوی طبیعی.

لامسه:

حمام آب گرم، ماساژ،  در آغوش کشیده شدن، ناز کردن یک حیوان خانگی، پوشیدن لباس هایی که حس خوبی در فرد ایجاد می کنند.

چشایی:

غذاهای سالم و خوشمزه، نوشیدنی های آرامش بخش

تمام حواستان به زمان حال باشد. تمام توجه و تمرکزتان را به کاری بدهید که در حال  حاضر در حال انجام دادن آن هستید.

تعطیلات کوتاه به خودتان بروید. دراز بکشید و برای 20 دقیقه به چیزهایی که دوست دارید فکر کنید. یک اتاق در هتل برای یکی دو روز رزو کنید. رمان های خواننده پسند مطالعه کنید. بعد از ظهر به پارک بروید و روی صندلی های پارک استراحت کنید. برای یک روز تلفن را بکشید و یا آن را روی منشی تلفنی بگذارید.

خودتان نقش اول زندگی تان را بازی کنید. خودتان را تشویق کنید که به صورت ریشه از خود مراقبت نموده و بهبود های عاطفی را در زندگی تجربه کنید. هر کاری را که فکر می کنید می تواند بهترین نتیجه را برایتان داشته باشد، امتحان کنید.

به یاد کسانی باشید که دوستشان دارید و دوستتان می دارند. اگر نمی توانید در این مورد هیچ انسانی را در ذهن خود تجسم کنید که دوستش داشته باشید و یا او شما را دوست داشته باشد، به حیوانات خانگی و یا سایر موارد فکر کنید. اگر در حال حاضر از حیوان خاصی مراقبت و نگهداری نمی کنید، بد نیست یکی بخرید. زندگی و قلمرو عاطفی خود را با فکر کردن به افرادی که برای شما اهمیت قائل هستند و با عشق و احترام با شما رفتار می کنند، گسترش دهید.

اگر با وجود امتحان تمام تکنیک های فوق الذکر باز هم احساس می کنید که نمی توانید خودتان مهار کرده و بر روی احساساتتان کنترل داشته باشید، در زمان بروز حمله ی احساسی ذهنتان را به سمت دیگری منحرف کرده، اقدام به انجام یک فعالیت بی خطر شادی آوری کنید و فوراً با پزشک تماس گرفته و مشکل خود را با او در میان بگذارید تا راهنمایی های حرفه ای تر را در اختیارتان قرار دهد

 

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:42 توسط حامد |


  

 

 

انواع عشق

از ديرباز بشر به پديده عشق علاقه مند بوده است اما تـا امـروز تعريف دقيق و فراگيري از عشق كه بتــوانـد هـمه را قانع سازد ارايه نگرديده است. برخي معـتقدنـد كـه بـطـور غريزي عشق را مي شناسند بنابراين اصلا زحمت تعريف كـردن آن را بـه خـود نـمي دهــنـد. امـا درسـالـهـاي اخـيـر دانشمندان تـحـقـيـقـات گـسترده اي درباره عشق صورت داده و به يافته هاي بسيار جالبي نيز دست يافتـه انـد. از جمله آنها مـيـتـوان به فرضيه: ''مثلث عشق'' اشاره كـرد. اين فرضيه عشق را به سه مولفه تقسيم بندي مـيـكنـد: صميميت، شهوت(هوس) و تعهد.

هـمچنـيـن بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است:

...1
اروس(EROS): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند

...۲
لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.

۳...فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد

.

...۴ استورگ(STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.

۵...پراگما(PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.

۶...مانيا(MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

۷...اگيپ(AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 12:12 توسط حامد |